![]() |
![]() |
|
| شعر.ادبیات.فرهنگ.جامعه |
قفل و قفس دور و برت را بردار از آینه چشمان ترت را بردار من آمدهام با تو بمانم؛ لطفن... از راه دل من پدرت را بردار پ.ص |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/03/23ساعت 21:10 توسط پیمان صفردوست |
|
یا جام طلای بوکس و کشتی میخواست یا پارتی هزارپشتی میخواست من بر سر نذر بودم اما آقا خادم بودن دانهدرشتی میخواست پ.ص |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/02/31ساعت 23:23 توسط پیمان صفردوست |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/01/25ساعت 10:59 توسط پیمان صفردوست |
|
از مزرعه و مترسك آسوده شديم همصحبت بامهاي فرسوده شديم ما بچه كلاغهاي خوبي بوديم در شهر شما بود كه آلوده شديم پ.ص |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/12/13ساعت 15:25 توسط پیمان صفردوست |
|
گرچه ارث از سپيدها مي برد زير پاي سياه ها مي مرد دفتر تا هميشه خط خطي ام چوب جهل مداد را مي خورد پ.ص |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/11/26ساعت 14:0 توسط پیمان صفردوست |
|
|
باور کنید عمان سامانی معاصر نیست
بعد از گفت و گو با شبکه خبر دانشجو(SNN)، چند نفر از دوستان با من تماس گرفتند و آدرس و شماره تماس آقای عمان سامانی، شاعر معاصر را خواستند. ضمن پوزش اعلام می کنم مطلب منتشر شده در خبرگزاری به دلیل درست منتقل نشدن گفتار من به این صورت نقل شده است. عمان سامانی به هیچ وجه معاصر نیست .
اشاره (1): عمان سامانی شاعر این دوبیت است که حتما تا به حال چندین بار آن را شنیده اید:
اشاره (2): مطلب به این صورت نقل شده بود: پس از انقلاب، شعر عاشورايي با مسائل هشت سال دفاع مقدس آميخته شد و اين موضوع باعث شد شعر عاشورايي از مرثيه به يك حماسه تبديل شود و بعد از جنگ نيز شاهد تحولات ديگري در شعر عاشورايي بوديم؛ به طور مثال شاعري چون عمان ساماني در روايت واقعه عاشورا از حضور خود در صحنه عاشورا ياد ميكند
اشاره (3): برای مشاهده کل گفت و گو به این نشانی می توانید مراجعه کنید : http://www.snn.ir/NewsContent.aspx?NewsID=86158
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/10/15ساعت 18:46 توسط پیمان صفردوست |
|
![]() آن روز که با رفیق ناباب نشست زیبایی و اوج خویش را داد از دست چیزی که همه جزیره می نامندش کوهی ست که همنشین دریا شده است پ.ص |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/09/26ساعت 12:23 توسط پیمان صفردوست |
|
دفن کردند هیچ دردسر نشد ولی برای مادرش هیچ کس پسر نشد پ.ص |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/08/30ساعت 22:37 توسط پیمان صفردوست |
|
![]() رفت تا دامنش از گرد زمین ... پرنده دور شد، پرنده ... از من ایشان را ... یاد باد ... پ.ص |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/08/08ساعت 10:36 توسط پیمان صفردوست |
|
|
بیهوده چرا تهمت بیجا بزنیم عیب از خودمان است اگر جا بزنیم هم باد موافق است هم دریا رام بد نیست سری به بادبان ها بزنیم پ.ص |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/07/30ساعت 23:19 توسط پیمان صفردوست |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مغرور اتو کشیده خوش عطر تمیز
بی فایده در اتاق پشت هر میز لیوان های بزرگ اما خالی آدم های بزرگ اما ناچیز |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر مقاله خبر گزارش |
|
RSS
|