تبليغاتX
لیوان خالی
شعر.ادبیات.فرهنگ.جامعه
آینه (1) 

از عشق از این سینه خوشم می آید

از این دل بی کینه خوشم می آید

آنقدر که زیبا شده ام در چشمت

از دیدن آیینه خوشم می آید

 

***آینه (2)

از عشق از این سینه نترسانیدم

از این دل بی کینه نترسانیدم

هم پیرم و هم شکسته اما دیگر

از دیدن آیینه نترسانیدم

 

***آیینه (3)

از عشق از این سینه خوشم می آمد

از این دل بی کینه خوشم می آمد

آنقدر که زیبا شده بودم با تو

از دیدن آیینه خوشم می آمد

 

***

آیینه (4)

از عشق از این سینه خجالت بکشید

از این دل بی کینه خجالت بکشید

دل بسته ی خشت و خاک هستید هنوز

از دیدن آیینه خجالت بکشید

 

***آینه (4)

از عشق از این سینه بدم می آید

از این دل بی کینه بدم می آید

آنقدر که تکراری ام از تنهایی

از دیدن آیینه بدم می آید

 

                                    پ.ص

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/07ساعت 2:40  توسط پیمان صفردوست |