تبليغاتX
لیوان خالی
شعر.ادبیات.فرهنگ.جامعه

«شب»moon1

شب زمانی که ماه می‌گیرد

دل خاک و گیاه می‌گیرد

 

آسمان بلند روی زمین

چادری از سیاه می‌گیرد

 

شاپرک در کنار شاخه‌ی بید

در سیاهی پناه می‌گیرد

 

***

 

شب زمانی که ماه می‌گیرد

بغض بر ناله راه می‌ِگیرد

 

و تو از خانه می‌زنی بیرون

پی حسی که گاه می‌گیرد

 

شاپرک می‌دود به دنبالت

او تو را اشتباه می‌گیرد

 

می‌روی و کنار راه تو را

خیل چشم و نگاه می‌گیرد

 

می‌شوی ماه خوب روی زمین

ماه خوبی که گاه می‌گیرد

 

ماه خوبی که در نبودن او

نفسم رنگ آه می‌گیرد

 

***

 

و من اینجا نشسته‌ام بی تو

مثل وقتی که ماه می‌گیرد...

 

                                 پ.ص

*پی‌نوشت: تکرار قافیه‌ها آگاهانه بوده است

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/07ساعت 4:8  توسط پیمان صفردوست |